فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۱۲۶۱
تاریخ انتشار: ۰۹:۴۷ - ۱۷-۰۲-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۱۲۶۱
انتشار: ۰۹:۴۷ - ۱۷-۰۲-۱۴۰۵

رفاقت مان با ارزش تر است 

جامعه
اگر چه برخی مان به اجحاف «فربه» و برخی دیگر «رانده» شده ایم. اگر چه سفره برخی مان «چرب» تر و «برخوردار» تر شده و برخی «تنگ» تر و «خالی» تر، ولی هر چه باشد، رفاقت مان بارزش تر از هر چیز دیگری است؛ هم از «باعث و بانی» و هم از «پافشاران» بر این وضعیت.! آنچه در انتظار این سرزمین است، نیکروزی است.  بقول ‌حافظ مان: چنان نماند، چنین نیز نخواهد ماند اگر چه باز بقول‌خودش : «آری شود ولیک به خون جگر شود»

شاهرخ خان بیگی - هیچ یادم نمی رود روزی از روزهای پر التهاب اوایل دهه هشتاد در فضای دانشجویی دانشگاه های تهران، در کنار همکلاسی ام امین که انصافا بچه ی روشنی بود و در عین حزب اللهی بودن لوتی و بامرام و درسخوان حسابی هم بود و ظاهری کاملا مذهبی و البته متفاوت با من داشت  در پیاده رو‌ کنار دانشگاه قدم می زدیم و گپ و گفت و بگو و بخند و فلان و انگار نه انگار در تریبون آزاد ده دقیقه قبل صحن دانشگاه، با چشم غره به هم‌ نگاه می کردیم. 

در مسیر بطور اتفاقی به خبرنگاری که خود را از روزنامه لوموند معرفی میکرد و انصافا ظاهرش هم فرانسوی بود و مترجمکی هم کنارش داشت، برخوردیم. صحبت پشت صحبت و سوال پشت جواب و غیره و ذالک که حین این مکالمات، من و امین چند باری هم به هم پریدیم و  خلاصه تمام.

نکته ای که قصد بازگویی دارم اما چیز دیگری است: در اوج دوران تنش و سیاست بازی، ما «رفیق» بودیم. بعدش هم دست به شانه هم انداختیم و رفتیم. پشت سر فرانسویه هم غیبت «مجاز و غیر مجاز!» کردیم. خبرنگار موصوف، هاج و واج مانده بود. و علنا می پرسید چطور‌ممکنه! حتی دعوتش کردیم شام بیاد خوابگاه در‌ خدمتش باشیم! که خدا رحم کرد نیامد و گرنه تا آخر عمرش اسم کمپس (campus) می شنید، می رفت زیر تختش و بیصدا جیغ می کشید!!

اینها را گفتم که بگویم: الان ممکن است در بحبوحه جنگ و تنش و گرانی و تعدیل نیرو و غیره و غیره اختلاف نظرهای جدی در جمع هایمان، رفاقت هایمان، همکارانمان، خانواده هایمان داشته باشیم. ولی قبل از همه ی اینها ما «خانواده»، «دوست»، «همکار»، «همکلاس» و «همخانه» و قبل از همه اینها «هم وطن» هستیم و همان قدر که این خاک جای ما و حق ماست، جا و حق او هم هست. 

اگر چه برخی مان به اجحاف «فربه» و برخی دیگر «رانده» شده ایم. اگر چه سفره برخی مان «چرب» تر و «برخوردار» تر شده و برخی «تنگ» تر و «خالی» تر، ولی هر چه باشد، رفاقت مان بارزش تر از هر چیز دیگری است؛ هم از «باعث و بانی» و هم از «پافشاران» بر این وضعیت.! آنچه در انتظار این سرزمین است، نیکروزی است.  بقول ‌حافظ مان: چنان نماند، چنین نیز نخواهد ماند اگر چه باز بقول‌خودش : «آری شود ولیک به خون جگر شود» ولی باز به خون دل خورده و بر کرسی حقیقت نشسته ای چون استاد شفیعی کدکنی گوش‌ جان می‌سپاریم که «ققنوس ایران از خاکسترش بر خواهد خاست و پر ‌خواهد کشید»

برچسب ها: رفاقت ، ارزش ، ایران
ارسال به دوستان
captcha
سوگل خلیق: متمدنانه تمام می کنم بهاره افشاری: از صفتی که رویم گذاشتند بیزارم پزشکیان: واردات گران شده؛ هزینه واردات زیاد شده /بررسی دورکاری کامل برخی ادارات در زمستان / واردات و صادرات ۲۵ تا ۳۵ درصد کاهش یافته است / مسیرها بسته است؛ کالا وارد نمی‌شود و یکی از این کالاها بنزین است تأکید جانشین فرمانده نیروی هوایی ارتش بر ضرورت بازآرایی این نیرو عراقچی: کشورهای منطقه دریافتند اتکا به آمریکا برای تأمین امنیت، یک اشتباه راهبردی است هشدار حماس به اسرائیل: مسئول پیامدهای ترور جدید در کرانه باختری هستید قدرتمندترین موشک اروپا پرتاب شد بفرمایید شکلات ساخت چین! رئیس جمهور: عمانی‌ها پذیرفتند که مسیر تنگه هرمز بر اساس چارچوب توافق شده باز شود به‌اندازه کافی آمریکایی نیستند نعیم قاسم: وحدت اسلامی باید به تقویت مسلمانان و مقابله با پروژه‌های تجزیه‌طلبانه منجر شود سهمیه فروش ارز به شرکت‌ها ۵ برابر شد/ سقف فروش ارز به بالای ۱۸ ساله‌ها مرکز آمار: ۱۲ استان در مرداد ماه تورم بالای ۱۰۰ درصد داشته اند کروبی: امام ۱۰ سال در تهران بود اما یک خانه برای خودش نخرید تحریم های جدید وزارت خزانه داری آمریکا علیه ایران