فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۸۸۳۶
تاریخ انتشار: ۱۹:۲۰ - ۱۷-۰۳-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۸۸۳۶
انتشار: ۱۹:۲۰ - ۱۷-۰۳-۱۴۰۵

بدنام و اقتصاد دوگانه‌ی میل و مجازات

بدنام
در فضایی که آثار ناچارند میان جذابیت دراماتیک و حساسیت‌های اخلاقی تعادل برقرار کنند، این سریال مدلی از روایت را پیشنهاد می‌دهد که در آن اغوا و هشدار نه دو مرحله جدا، بلکه دو نیروی همزمان درون یک ساختار روایی‌اند.
بخش بزرگی از نقدهایی که درباره «بدنام» نوشته شده‌اند، این سریال را یا در مقام روایتی هشداردهنده درباره قدرت و ثروت خوانده‌اند یا برعکس، آن را متهم کرده‌اند که جهان قدرت را اغواگرانه تصویر می‌کند. اما شاید مسئله دقیقاً در همین دوگانگی نهفته باشد. این سریال نه صرفاً روایت سقوط است و نه صرفاً نمایش اغواگرانه‌ قدرت؛ بلکه ساختاری روایی می‌سازد که در آن میل و مجازات به‌طور همزمان تولید می‌شوند.
 
همانطور که تئودور آدورنو جامعه‌شناس و فیلسوف آلمانی توضیح می‌دهد؛ در بسیاری از آثار صنعت فرهنگ نقد اجتماعی اغلب به شکلی عرضه می‌شود که در نهایت به تثبیت همان نظمی بیانجامد که ظاهراً مورد انتقاد قرار گرفته است. اما «بدنام» کمی پیچیده‌تر عمل می‌کند. سریال از یک سو با نمایش خانه‌های مجلل، مناسبات پیچیده اقتصادی و رقابت‌های قدرت، مخاطب را وارد جهان جذاب الیگارشی می‌کند؛ جهانی که در آن تصمیم‌های بزرگ گرفته می‌شود و سرنوشت‌ها تغییر می‌کند. از سوی دیگر، همان روایت به‌طور مداوم هزینه‌های روانی و اخلاقی همین جهان را نیز برجسته می‌کند؛ بی‌اعتمادی، تنهایی، فروپاشی روابط و اضطراب دائمی.
 
در نتیجه، روایت به جای آنکه میان اغوا و هشدار یکی را انتخاب کند، هر دو را به موازات هم پیش می‌برد. این همان چیزی است که در نظریه‌های ملودرام، از جمله در آثار پیتر بروکس، به‌عنوان اخلاقی‌سازی جهان از طریق رنج توصیف می‌شود. ملودرام زمانی فعال می‌شود که مرزهای اخلاقی مبهم شده باشند. در چنین شرایطی، داستان با انباشت رنج و بحران، دوباره نوعی نظم اخلاقی را بازسازی می‌کند. در «بدنام» نیز میل به قدرت و ثروت نه حذف می‌شود و نه کاملاً محکوم؛ بلکه در چرخه‌ای از رقابت، حسادت و شکست قرار می‌گیرد که خود به‌تدریج معنای آن میل را زیر سؤال می‌برد.
 
این چرخه را می‌توان با نظریه میل میمتیک رنه ژیرار نیز توضیح داد. در جهان سریال، شخصیت‌ها اغلب چیزی را می‌خواهند که دیگری می‌خواهد؛ میل از درون فرد نمی‌آید، بلکه از طریق رقابت با دیگری شکل می‌گیرد. اما همین میل تقلیدی به سرعت به خصومت و بحران می‌انجامد. بنابراین قدرت و عشق در این اثر نه منابع ثبات، بلکه موتورهای دائمی تنش‌اند. هرچه شخصیت‌ها بیشتر به آن‌ها نزدیک می‌شوند، هزینه روانی و اخلاقی آن نیز بیشتر آشکار می‌شود.
 
از این منظر، اهمیت سریال در این است که نوعی اقتصاد عاطفی دوگانه می‌سازد. سریال همزمان دو تجربه متناقض را در مخاطب فعال می‌کند؛ از یک سو جذابیت جهان قدرت و از سوی دیگر اضطراب و ویرانی‌ای که در دل همان جهان نهفته است. به بیان دیگر، روایت به جای آنکه مخاطب را کاملاً شیفته یا کاملاً منزجر کند، او را در وضعیتی معلق نگه می‌دارد.
 
در فضایی که آثار ناچارند میان جذابیت دراماتیک و حساسیت‌های اخلاقی تعادل برقرار کنند، این سریال مدلی از روایت را پیشنهاد می‌دهد که در آن اغوا و هشدار نه دو مرحله جدا، بلکه دو نیروی همزمان درون یک ساختار روایی‌اند.
ارسال به دوستان
captcha
این ساختمان در هلند به کشتی معروف است (+عکس) ادعای تکراری ترامپ درباره باز بودن تنگه هرمز کتابخانه مرکزی مکزیک؛ شاهکاری که تاریخ یک ملت را بر سنگ‌ها ثبت کرد (+عکس) کارخانه سیمان یا نمونه‌ای از باستان‌شناسی صنعتی! (+عکس) کوسه‌ای از مونیخ که پس از ۴۰ سال هنوز جذاب است (+عکس) رهبر انقلاب: قاطعانه اعلام می‌کنم ارتکاب هرآنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است پوتین ۱۰ شهریور با پزشکیان دیدار می‌کند روایت الیاس حضرتی از «نسخه پزشکیان برای مسائل حل‌نشده جامعه ایران» بالگرد ترامپ برای دومین بار دچار مشکل شد قطر ارسال گاز به ایتالیا را متوقف کرد فراجا: هلاکت یک نفر و دستگیری ۶ نفر از گروهک تروریستی جیش الظلم هشدار کره شمالی به آمریکا: «پاسخ قدرتمند» می‌دهیم «شفرونی»؛ یک ایران‌گردی خوش‌طعم/ سرگرم می‌کنم، پس هستم! قائم پناه: من اگر بودم و می‌دانستم آمریکا رهبر ما را شهید می‌کند، دست از غنی‌سازی برمی‌داشتم هوش مصنوعی در سپهر دانش/شتاب‌بخشی به پژوهش یا فروکاست اصالت؟