عصر ایران ؛ حسن ظهوری ــ هزاران سال است که عدد هفت، عددی مقدس به شمار میرود. کسی بهدرستی نمیداند تقدس عدد هفت از چه زمانی آغاز شده است، اما پژوهشگران بر این باورند که برای پیدا کردن ردپای مقدس شدن این عدد، باید به بینالنهرین، جایی که امروز آن را خاورمیانه مینامیم، بازگردیم.
احتمالاً اکدیها، آشوریها، بابلیها و عیلامیها نقش مهمی در شکلگیری جایگاه عدد هفت بهعنوان یک عدد مقدس داشتهاند. اما ریشه تقدس این عدد و تجلی آن در باورهای ایرانی، به اندیشههای زرتشتی بازمیگردد. آنچه میدانیم این است که عدد هفت طی هزاران سال نماد کمال بوده و ارتباطی عمیق با نظم کیهانی، پاکی و نیروهای الهی پیدا کرده است.
آنچه اهمیت تقدس عدد ۷ را نزد زرتشتیان بیشتر میکند، وجود ۷ موجود مقدس جاویدان است که به «هفت سپند» شهرت دارند. به آنها امشاسپندان میگویند که در واقع، همراه با اهورامزدا یا همان سپنتا مینو، هفت موجود مقدس جاویدان را شکل میدهند.
نامهایشان را بارها شنیدهایم. برخی از آنها نام ماههای سال را دارند. یکی از آنها وهومن یا بهمن است، به معنای اندیشه نیک و ذهن خوب. او نگهبان حیوانات مفید و چهارپایان است و راهنمای انسان به سوی اهورامزدا از طریق اندیشه نیک به شمار میرود. این بهمن است که پس از مرگ، روان نیکوکاران را به بهشت میبرد. همچنین در روایتهای زرتشتی، بهمن در کنار رودخانه به ملاقات زرتشت آمد و او را نزد اهورامزدا برد تا به پیامبری برسد.
بعدی اردیبهشت است که به آن «اشهوهیشته» میگویند؛ به معنای بهترین راستی، نظم الهی، حقیقت و عدالت. او نگهبان آتش است و نقش برقرارکننده نظم کیهانی و اخلاقی و نماد قانون الهی در جهان را دارد.
یکی دیگر شهریور است؛ «خشَترَهوَیریَه» به معنای شهریاری آرمانی، قدرت مطلوب و سلطنت خوب. او نگهبان فلزات و آسمان است و نماد قدرت و حکومت عادلانه در پایان جهان به شمار میرود. همچنین مسئولیت مهم استفاده از فلز گداخته برای آزمون نهایی را بر عهده دارد.
سپنتا آرمَیتی یا سپندارمذ، یکی دیگر از امشاسپندان است؛ به معنای اخلاص مقدس، بردباری و آرامش مقدس. او نگهبان زمین است و نماد فروتنی، مراقبت از زمین و وفاداری به اهورامزدا به شمار میرود. او تنها امشاسپندی است که در متون زرتشتی، شخصیتی زنانه دارد.
دو امشاسپند دیگر نیز هَئوروَتات یا خرداد و اَمِرِتات یا امرداد هستند. هَئوروَتات به معنای کمال، سلامتی و تندرستی است. او نگهبان آب و نماد تعالی و سلامت کامل است. اَمِرِتات یا امرداد نیز به معنای جاودانگی و پایداری است. او نگهبان گیاهان و نماد زندگی ابدی و رشد مداوم است.
از همه مهمتر، سپنتا مینو است؛ اهورامزدا، نگهبان همه امشاسپندان و انسان. این هفت امشاسپند، نگهبان هفت آفرینش اهورامزدا هستند: آسمان، آب، زمین، گیاه، حیوان، انسان و آتش.
هفت روز هفته هم هر کدام نامی ویژه دارند و با این مفهوم پیوند خوردهاند: شنبه یا کیوان، یکشنبه یا خورشید، دوشنبه یا ماه، سهشنبه یا بهرام، چهارشنبه یا تیر، پنجشنبه یا برجیس و جمعه یا ناهید. این نامها ریشه در نام ایزدان و سیارات دارند و از اکدیها و بابلیها به ایرانیان رسیدهاند. آنها تنها هفت جرم آسمانی را میشناختند که به آنها «جرمهای سرگردان» میگفتند و شامل خورشید، ماه، عطارد، زهره، مریخ، مشتری و زحل بود.
اما یکی از شگفتانگیزترین جلوههای تقدس عدد هفت، مفهوم «هفت اقلیم»، «هفت کشور» یا «هفت سرزمین» است؛ مفهومی جغرافیایی و اساطیری در جهانبینی ایران باستان، بهویژه در آیین زرتشتی. بر اساس این اندیشه، جهان به هفت منطقه دایرهشکل تقسیم شده است؛ یک دایره در مرکز و شش دایره در شش جهت پیرامون آن: شرق، غرب، از شمال تا شمالشرقی و شمالغربی از جنوب تا جنوبشرقی و جنوبغربی.
دایره مرکزی که از همه مهمتر و بزرگتر است، «خونیرث» نام دارد. خونیرث احتمالاً به معنای «خودساخته، تابان و درخشان» است و محل سکونت اصلی آریاییها به شمار میرود. ایرانویج هم در همین منطقه قرار دارد و مراکز مهم تمدن آریایی در آن شکل گرفتهاند. خونیرث در مرکز جهان قرار دارد و اغلب با ایران باستان پیوند داده میشود. ایرانویج، قلب و مقدسترین بخش خونیرث، یعنی درون اقلیم مرکزی، قرار گرفته است. ایرانویج به معنای دشت یا سرزمین آریاییها و در گسترهای وسیعتر، «سرزمین آریایی» است.
خونیرث ثروتمندترین، خوشبختترین و پیشرفتهترین اقلیم، محل زندگی انسانهای نیک و مرکز تمدن آریایی به شمار میرود. همچنین تنها اقلیمی است که انسان بهطور طبیعی در آن ساکن بوده و از آنجا به دیگر اقلیمها رفته است. در متون پهلوی هم گفته شده که خونیرث از نظر رفاه و برکت، بر دیگر اقلیمها برتری دارد.
در ایران باستان معتقد بودند که اقلیمهای دیگر در جهتهای مختلف، پیرامون دایره مرکزی شکل گرفتهاند؛ در حالی که دایره اصلی توسط کوه البرز احاطه شده است. این شش اقلیم که در اطراف خونیرث قرار دارند، بهوسیله کوهها، جنگلها یا آبها از یکدیگر جدا شدهاند.
جالب است که همین حالا ما هفت قاره اصلی داریم: آسیا که بزرگترین و پرجمعیتترین قاره است، آفریقا، آمریکای شمالی، آمریکای جنوبی، اروپا، اقیانوسیه و جنوبگان یا آنتارکتیکا. حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلیون سال پیش، این قارهها هنوز از هم جدا نشده بودند و بخش بزرگی از خشکیهای امروزی در قالب یک ابرقاره به نام پانگهآ در کنار یکدیگر قرار داشتند.
در طول میلیونها سال، صفحات تکتونیکی حرکت کردند و خشکیها از یکدیگر جدا شدند. فلات ایران نیز در محل برخورد چند صفحه زمینساختی قرار گرفت. برخورد صفحه عربستان با صفحه اوراسیا به شکلگیری و گسترش رشتهکوههای زاگرس انجامید و در شمال ایران نیز فرایندهای برخورد و حرکت صفحات زمینساختی در شکلگیری رشتهکوه البرز نقش داشتند.
در واقع، ایران در یکی از مهمترین مناطق برخورد صفحات تکتونیکی قرار گرفته است و فلات ایران مانند قطعهای میان صفحه عربستان در جنوب و اوراسیا در شمال، تحت فشار نیروهای زمینساختی قرار دارد. شاید بتوان گفت آنچه نیاکان ما درباره سرزمین مرکزی یا همان خونیرث تصور میکردند، از نظر جغرافیایی و اسطورهای جالب توجه است؛ هرچند نمیتوان این باور باستانی را به معنای علمی، دقیقاً معادل «مرکز برخورد خشکیهای جهان» دانست. اما ایران به نحوی مرکز برخورد خشکیهای عالم بودهاست.
در ایران باستان، به جای سه رنگ، هفت رنگ را مقدس میدانستند. در واقع، تولید و ترکیب رنگها از نظر علمی بر پایه سه رنگ اصلی انجام میشود، اما از نظر نمادین و فرهنگی، هفترنگ یا رنگینکمان جایگاه ویژهای در باورهای باستانی داشته است. به همین دلیل، هفت رنگ شامل قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی، نیلی و بنفش است. جالب است در حالی که درباره پنجرنگ، ششرنگ یا حتی رنگهای بیشتر در رنگینکمان دیدگاههای مختلفی وجود داشته، بعدها نیوتن عدد هفت را برای دستهبندی رنگهای رنگینکمان انتخاب کرد.
اما یکی از مقدسترین و ماندگارترین جلوههای عدد ۷، هفتسین است. هفتسین در طول تاریخ شکلهای مختلفی داشته، اما در شکل امروزی و رایج آن، هفت عنصر اصلی وجود دارد که با حرف «س» آغاز میشوند. این هفت مورد شامل سبزه، نماد رویش؛ سرکه، نماد صبر؛ سیر، نماد سلامت؛ سنجد، نماد عشق و دلدادگی؛ سماق، نماد طلوع خورشید؛ سمنو، نماد برکت؛ و سیب، نماد زیبایی و سلامتی است.
انتخاب حرف «س» نیز در روایتهای رایج، دلایلی نمادین دارد و آن را به مفاهیم مثبت و مبارک در فرهنگ ایرانی و گاه به سنتهای زرتشتی نسبت میدهند. درباره ریشه تاریخی هفتسین دیدگاههای مختلفی وجود دارد و نمیتوان با قطعیت گفت که شکل امروزی آن مستقیماً از دوران زرتشتی به جا مانده است. با این حال، نوروز و آیینهای مرتبط با آن ریشههایی بسیار کهن دارند و سفره نوروزی در طول زمان دستخوش تغییر و تحول شده است.
تعداد مواردی که با عدد ۷ و تقدس آن ارتباط دارند، بسیار بیشتر از اینهاست. عدد ۷ چنان اهمیت و جایگاه مقدسی داشته که در معماری و هنر ایرانی نیز از آن استفاده شده است. برای مثال، هگمتانه در دوره مادها دارای هفت دیوار بوده و مقبره کوروش هم هفت پله دارد.
حتی پس از ورود اسلام، عدد هفت همچنان جایگاه ویژهای در فرهنگ و باورهای ایرانی حفظ کرد؛ از هفت آسمان و هفت بار طواف کعبه گرفته تا هفتخان رستم در شاهنامه، هفت پیکر نظامی، هفت گنبد و نمونههای مشابه.
عدد ۷ حالا به نمادی از هویت فرهنگی و معنوی تبدیل شده که از دوران زرتشت تا امروز در فرهنگ ایرانی حضور داشته است؛ نمادی که بیش از آنکه صرفاً جنبه دینی داشته باشد، ریشه در فرهنگ، اسطورهها و جهانبینی ایرانی دارد.