صادق الحسینی
شش ماه از جنگ ایران و آمریکا گذشته و اتفاق مهمی در اقتصاد انرژی جهان افتاده است. بیش از ۲ میلیارد بشکه محموله نفتی در سال جاری تحت تاثیر اختلال قرار گرفته و آژانس بینالمللی انرژی این وضعیت را «بزرگترین اختلال عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت» میداند.
قاعدتا باید اتفاقی شبیه شوکهای نفتی ۱۹۷۳–۷۴ یا ۱۹۷۸–۷۹ میافتاد: جهش نفت، تورم و رکود جهانی. اما فعلا چنین نشده. قیمت واقعی نفت، یعنی قیمت تعدیلشده با تورم، هنوز بسیار پایینتر از قله بحرانهای قبلی است و صندوق بینالمللی پول رشد اقتصاد جهانی در ۲۰۲۶ را همچنان حدود ۳ درصد پیشبینی میکند.
ویجی وایتسواران در مقاله جدیدش در شورای روابط خارجی آمریکا میپرسد: چرا بزرگترین اختلال فیزیکی عرضه نفت در تاریخ، هنوز به یک شوک اقتصادی بزرگ تبدیل نشده است؟
اول اینکه بازار نفت با دست خالی وارد جنگ نشد. آژانس بینالمللی انرژی پیش از جنگ برای ۲۰۲۶ نزدیک ۴ میلیون بشکه در روز مازاد عرضه پیشبینی کرده بود.
دوم، اقتصادهای توسعهیافته با هماهنگی آژانس حدود ۲۷۳ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک نفت را آزاد کردند؛ بزرگترین آزادسازی هماهنگ ذخایر در تاریخ.
سوم، عربستان و امارات توانستند روزانه چند میلیون بشکه نفت را از خطوط لولهای عبور دهند که تنگه هرمز را دور میزنند.
چهارم، انقلاب نفت شیل، آمریکا را از واردکننده آسیبپذیر دهه ۱۹۷۰ به صادرکننده خالص نفت و فرآوردههای نفتی تبدیل کرده است.
بدون این چهار ضربهگیر، اثر اختلال هرمز بهمراتب شدیدتر میشد.
اما حرف اصلی مقاله اینجاست: فقط عرضه نبود که جهان را نجات داد؛ تقاضا هم تغییر کرد.
چین بزرگترین واردکننده نفت جهان است و باید یکی از بزرگترین بازندگان اختلال هرمز میبود. اما تا ژوئن واردات دریایی نفت خام خود را بیش از ۵ میلیون بشکه در روز کاهش داد؛ یعنی بیش از ۴۰ درصد کمتر از سطح پیش از جنگ.
با وجود این کاهش عظیم، اقتصاد چین فرو نریخت و رشد تولید ناخالص داخلی میان سهماهه اول و دوم ۲۰۲۶ تقریبا باثبات ماند.
از ذخایر عظیمی که در دوره نفت ارزان انباشته کرده بود استفاده کرد، موقتا بیشتر به زغالسنگ داخلی و انرژیهای تجدیدپذیر متکی شد، صادرات فرآوردههای نفتی را محدود کرد و مهمتر از همه تقاضای داخلی برای سوخت فسیلی را کاهش داد.
سالها سرمایهگذاری در خودروهای برقی، حملونقل عمومی و بهرهوری انرژی حالا به نوعی بیمه ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.
اتفاقا در همین بحران، صادرات خودروهای برقی چین در ماه مه به ۹.۲ میلیارد دلار رسید؛ نزدیک ۵۰ درصد بیشتر از سال قبل.
ما معمولا امنیت انرژی را از سمت عرضه میبینیم: نفت بیشتری استخراج کن، ذخیره استراتژیک بساز و مسیرهای انتقال را متنوع کن.
اما راه دیگری هم وجود دارد: برای تولید هر واحد تولید ناخالص داخلی، انرژی کمتری مصرف کن.
آموری لاوینز پنجاه سال پیش پیشبینی کرده بود آمریکا با افزایش بهرهوری میتواند مصرف انرژی خود در سال ۲۰۰۰ را به حدود ۹۵ کوادریلیون بیتییو برساند؛ رقمی بیش از ۲۵ درصد پایینتر از پیشبینیهای رسمی آن دوران.
مصرف واقعی آمریکا در سال ۲۰۰۰ چقدر شد؟ ۹۷ کوادریلیون بیتییو.
از همین نگاه است که بهرهوری را «اولین سوخت» مینامند.
امروز برقیشدن اقتصاد نیز با سرعتی حدود ۲ تا ۳ برابر رشد کل تقاضای انرژی جهان پیش میرود. نزدیک ۲۰۰ کشور هم متعهد شدهاند نرخ بهبود بهرهوری انرژی را تا سال ۲۰۳۰ به ۴ درصد در سال برسانند.
اما این تابآوری در همه جهان یکسان نیست. در بنگلادش جنگ به تراز خارجی و کسری بودجه فشار آورده و در نیجریه قیمت سوخت نزدیک ۵۰ درصد افزایش یافته است.
پس شوک نفتی ناپدید نشده؛ توان کشورها برای جذب آن متفاوت شده است.
اما از زاویه ایران، اتفاقا این مقاله یک نکته مهم دیگر هم دارد. اینکه جهان توانسته شش ماه اختلال را تحمل کند به این معنا نیست که هرمز اهمیتش را از دست داده است. برعکس، همین که برای مهار اثر اختلال، جهان مجبور شده ۲۷۳ میلیون بشکه ذخیره استراتژیک آزاد کند، چین بیش از ۵ میلیون بشکه در روز واردات دریایی خود را کاهش دهد، عربستان و امارات میلیونها بشکه را از مسیرهای جایگزین منتقل کنند و بزرگترین اختلال عرضه تاریخ همچنان مسئله اصلی بازار انرژی باشد نشان میدهد هرمز هنوز یکی از گلوگاههای حیاتی اقتصاد جهان است.
به نظر من ایران تا اینجای جنگ، اگر معیار را توان تحمیل هزینه و جلوگیری از تحقق اهداف طرف مقابل بگیریم، دست بالا را حفظ کرده است؛ اما تبدیل این موقعیت به «برد» نهایی کاملا به نحوه بازی از اینجا به بعد بستگی دارد.
*کانال نویسنده