فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۷۶۲۰۲
تاریخ انتشار: ۰۱:۲۷ - ۲۰-۰۵-۱۳۹۰
کد ۱۷۶۲۰۲
انتشار: ۰۱:۲۷ - ۲۰-۰۵-۱۳۹۰

من طلا بخورم؟! خدا مرگم بده!

عصر ایران
شیما سیدی


می گویند در برج میلاد بستنی ای سرو می شود که روکش طلا دارد! قیمت این بستنی 250 دلار است!

فرض شماره یک با فرد شماره یک:
- فرض کنید که شما این بستنی را خوردید!
• ما شکر بخوریم که چنین بستنی را بخوریم؟
- مگر شما چه چیزتان از بقیه کمتر است؟!
• از کدام بقیه؟!
- از همان هایی که این بستنی را می خرند و می خورند!
• خب تابلوست! پولمان کمتر است؟!
- خب اینکه مشکلی نیست! بروید وام بگیرید و بستنی روکش طلا بخورید!
• ما اگر به زحمت بتوانیم دو عدد ضامن آن هم از نوع معتبرش را جور کنیم و گوش شیطان کر وام بگیریم، به یک زخم دیگرمان می زنیم نه اینکه برویم بستنی 250 دلاری بخریم!
- خب از آن وام های درست و حسابی بگیرید تا هم بتوانید به زخم تان بزنید و هم به بدنتان!

فرض شماره دو با فرد شماره دو:
- فرض کنید که شما بستنی روکش طلا را خوردید!
• این وصله ها به ما نمی چسبد! بروید با فرد دیگری فرض کنید!
- حالا فرض کنید! می گویند فرض محال که محال نیست! فرض محال کنید!
• خب آخر ما هم مشکلمان همین محال است! وقتی محال است که ما چنین بستنی را بخوریم چرا الکی به معده مان استرس وارد کنیم؟! آخر اصلاً روحیه معده ما با چنین چیزهایی سازگار نیست! ما مدتهاست که می خواهیم برویم مگنوم بخوریم دو دلیم! می ترسیم نکند معده مان از تعجب شاخ دربیاورد! آن وقت شاخش بزند روده مان را سوراخ کند و بعد خر بیار و باقالی بار کن! باز خرج بیمارستان و ...اصلاً ولمان کن! شاید ولمان کردند در خیابان!! ما نمی خواهیم فرض کنیم! برو خودت فرض کن!

فرض شماره سه با فرد شماره سه:
- فرض کنید که شما بستنی روکش طلا را خوردید!
• وا! من طلا بخورم؟! خدا مرگم! نزنین این حرفو! زبونتونو گاز بگیرین! نه آقا! نه! آقامون میگه طلا خطرناکه! یه بار بهش گفتم برام یه النگوی طلا میگیری؟! کلی عصبانی شد و گفت: «زن! این چه حرفیه می زنی؟ فکر کردی من از تو سیر شدم که برات النگوی طلا بگیرم! هیچ فکر کردی اگر یک روز النگو رو دستت کردی و به خاطر اون النگو کشتنت من دیگه با این عذاب وجدان نمی تونم زندگی کنم؟!» ما هم دیدیم راست میگه! حالا شما توقع دارین من طلا بخورم! نه! وای خدا مرگم بده! اگه شکممو سفره کردن چی؟! شما جواب آقامونو میدین؟!

فرض شماره چهار با فرد شماره چهار:
- فرض کنید شما چنین بستنی را خوردید!
• دیگه چی؟! می خوای یه روز خوش تو زندگی نداشته باشم؟! می خوای هر وقت میرم دستشویی از استرس نتونم درست کارمو بکنم؟! اصلاً اگر ما طلا را خوردیم و طلا کشید پایین! آنوقت ما چه غلطی بکنیم! از آن بدتر اگر طلا کشید بالا و ما خواستیم طلایمان را بفروشیم چه؟ می دانید چه مصیبتی باید بکشیم تا این طلا را دفع کنیم و آن را بتوانیم به موقع بگیریم! جایتان خالی یک بار یک سنگ بی ارزش دفع کردیم کلی بدبختی کشیدیم! این که دیگر طلاست و مشکلاتش دو برابر است! آخر هم باید دفعش کنی و هم باید موقع دفع مراقب باشی یک وقت داخل چاه نیافتد!

فرض شماره پنج با فرد شماره پنج:
- فرض کنید شما بستنی روکش طلا را خوردید!
• چرا فرض کنم؟! می روم و بستنی روکش طلا را میخرم و می خورم! دیگر چرا ذهنم را اذیت کنم و فرض کنم!
- ایول! یعنی شما می توانید چنین بستنی را بخرید؟!
• بله که می توانم! چرا نتوانم! پول دارم! بستنی می خرم و می خورم!
- ایول! می توانم بپرسم راز موفقیتتان چیست؟!
• خیر! چرا حرف سیاسی می زنید؟! بروید مزاحم نشوید آقا!
برچسب ها: طنز ، شیما سیدی
ارسال به دوستان
captcha
چین در ۱۴ سال از یک ناو قراضه شوروی به ابرناوی ۳۲۰ متری رسید؛ آمریکا باید نگران باشد؟ ادعای ریانووستی: ایران و آمریکا بر سر آتش‌بسی توافق کردند قوه قضائیه: برادران نجفی اعدام شدند پوست انسان برای صحافی؛ رسوایی جدید در دل دانشگاه هاروارد باور قدیمی درباره ویتامین C زیر سؤال رفت بنفشی که سفید جدید است! وقتی آب به سلاح جنگ تبدیل می‌شود/ کجاها در سال ۲۰۲۶ بیشترین خطر درگیری‌های مرتبط با آب را دارند؟ آموزش زبان انگلیسی به سبک عصر ایران / درس هشتاد و چهار امروز با سعدی: به کدام دل صبوری، کنم ای نگار بی‌تو تکلیف تخم‌مرغ و کبد روشن شد؛ بخوریم یا نخوریم؟ ابرقهرمان های دنیای واقعی؛ از مردی که فلز می خورد تا نابینایی که دید صوتی دارد! (+تصاویر) عکس یادگاری سربازان ایرانی در دوران قاجار تاریخچه نماد دلار؛ داستان شکل گیری یکی از مشهورترین نمادهای جهان/ از کجا آمده و چه می گوید؟! آتش سوزی مرگبار در زایشگاه بیمارستانی در پاکستان / ۱۵ نوزاد جان باختند پایان جوانی در ۳۲ سالگی؛ پژوهش جدید سن بزرگسالی را تغییر داد