فیلم بیشتر »»
کد خبر ۲۹۴۶۷۰
تاریخ انتشار: ۰۹:۰۸ - ۱۷-۰۶-۱۳۹۲
کد ۲۹۴۶۷۰
انتشار: ۰۹:۰۸ - ۱۷-۰۶-۱۳۹۲

پایان مهلت

می گفتː حالا که جوونم دلم می خواد جوونی کنم.خوش باشم.از همه خوشگل ترباشم همه فقط به من نگاه کنن.دلم نمی خواد مثل مادر بزرگ ها یه چادر چاقچور بکشم سرم و بچپم تو خونه اون وقت هیچ کس سراغم نمیاد.خوب وقتی یه کم سنم رفت بالا ,به چهل پنجاه رسیدم یه سفر می رم مکه و بعدش توبه می کنم.نماز می خونم.روسری سر می کنم.حالا کو تا اون موقع!خیلی وقت دارم...

بنده خدا نمی دونست مهلت زنده بودنش خیلی محدوده.بعد از تصادف حتی فرصت استغفار هم پیدا نکرد.
برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
captcha
به‌جای قهر و گلایه، این ۱۰ جمله را به شریک عاطفی‌تان بگویید با لباس های دورریختنی خانه تان را شیک و منظم کنید! (عکس) نوستالژی لاکچری؛ مروری بر باشکوه ترین جشن های تولد بازیگران زن در دهه ۹۰ نشخوار فکری با مغز و خواب چه می‌کند؟ / وقتی مغز خاموش نمی‌شود عشق سالم چه شکلی است؟؛ ۷ حقیقتی که باید بدانید هیچ نقطه‌ای روی زمین در صورت وقوع یک فاجعه آخرالزمانی کاملاً امن نیست؛ اما یک مکان از بقیه امن‌تر است نان را این‌طور نگه ندارید؛ اشتباه‌هایی که نان را زود بیات و کپک‌زده می‌کنند تفاله‌ی قهوه را دور نریزید؛ ۲۰ کاربرد شگفت‌انگیز که نمی‌دانستید مدیریت خشم چیست؟ راهکارهای کنترل خشم بدون سرکوب احساسات بیک؛ خودکاری که ۳ کیلومتر خط می‌نویسد لیست ۳۰ رفتار خطرناکی که ایرانیان هر روز انجام می‌دهند ۵ سؤالی که آدم‌های حسود زیاد می‌پرسند کوفته‌ای متفاوت از ترکیه؛ راز خوشمزگی «کادین بودو کوفته» چیست؟ + طرز تهیه کادین بودو کوفته عجیب‌ترین کارهایی که دیکتاتورهای مشهور انجام داده‌اند طرز تهیه سوغورمه کباب؛ این کباب ترکی با بادمجان کبابی غوغا می‌کند