فیلم بیشتر »»
کد خبر ۶۶۵۴۰۷
تاریخ انتشار: ۲۱:۰۹ - ۰۹-۰۲-۱۳۹۸
کد ۶۶۵۴۰۷
انتشار: ۲۱:۰۹ - ۰۹-۰۲-۱۳۹۸

ﺗﻮﺿﻴﺤﺎت علیرضا افتخاری درباره حمله به خودرویش: با سنگ ماشینم را نابود کردند/ سروصورتم و پایم در این اتفاق آسیب دید/ از حقم می گذرم

ﺗﻮﺿﻴﺤﺎت علیرضا افتخاری درباره حمله به خودرویش: با سنگ ماشینم را نابود کردند/ سروصورتم و پایم در این اتفاق آسیب دید/ از حقم می گذرم
نمی دانم مقصر روزگار است یا تربیت آدمها. وقتی پلیس آمد، یکی از ماموران درِ گوشم آمد و گفت برو و از دست اینها فرار کن. سروصورتم و پایم در این اتفاق آسیب دید.

علیرضا افتخاری خواننده سرشناس موسیقی کشورمان، ماجرای درگیری امروزش در جاده ساوه را برای خبرنگار تسنیم شرح داد.

به گزارش تسنیم، علیرضا افتخاری خواننده شناخته شده موسیقی کشورمان، امروز درگیر یک نزاع در جاده شد. او ماجرا را برای خبرنگار تسنیم اینگونه بیان می کند: امروز دوشنبه نهم 1397 در تاکستان و به مناسبت روز معلم اجرا داشتم. پس از اجرا خواستم به سمت اصفهان بیایم. از سمت جاده بوئین زهرا آمدیم. در محل آراسنج سفلی تصادف کردیم.

افتخاری ادامه می دهد: تصادف کوچکی اتفاق افتاد و بلافاصله راننده آن ماشین تماس گرفت و عده زیادی روی سر ما ریختند. بارها به آنها گفتم که تصادف عمدی نبوده و هر چه خسارت ماشین شده را پرداخت می کنم و بیمه نامه ام هست، اما زیربار نمی رفتند.

این خواننده می گوید: شاید اگر منِ افتخاری نبودم، هر کس دیگری بود می کشتندش. چندین نفر بودند و همه روی سر ما ریختند. خیلی ما را اذیت کردند. با سنگ زدند ماشینم را نابود کردند و شیشه ها و راهنماهای ماشین را شکستند. تصادف در این حد بود که یک خَش روی ماشینش افتاده بود. ماشینش ریو بود. این اتفاق واقعا نیازی به کتک کاری و ایل و قشون کشی نداشت.

افتخاری درباره حضور پلیس در صحنه تاکید می کند: پلیس آمد و گفت به خاطر آزار و اذیتشان شکایت کن. گفتم بروم پاسگاه، منِ تنها و این همه آدم. از کدامشان شکایت کنم؟

او ادامه می دهد: آقای عزیزی مسئول شرکت آوای بیستون همراهم بود. حال آقای عزیزی هم خیلی بد شد. انتظار دارم که امام جمعه این منطقه کمی به این مردم درس اخلاق بدهد. به این مردم باید یاد بدهند که اگر غریبه ای از اینجا رد شد، کتکش نزنند. من از حقم می گذرم، اما اگر غریب دیگری در این شرایط گیر کند، چه باید کند.

افتخاری تاکید می کند: نمی دانم مقصر روزگار است یا تربیت آدمها. وقتی پلیس آمد، یکی از ماموران درِ گوشم آمد و گفت برو و از دست اینها فرار کن. سروصورتم و پایم در این اتفاق آسیب دید.

برچسب ها: علیرضا افتخاری
ارسال به دوستان
captcha
گروه سربازان قاجاری در زرگندۀ تهران؛ 140 سال قبل (عکس) چراغ‌های خودکار خودرو چگونه می‌فهمند هوا تاریک شده است؟ این ۱۲ صبحانه شگفت‌انگیز به کاهش چربی خون کمک می‌کنند «احمدشاه قاجار» در سفر به اسپانیا در کنار «آلفونسوی سیزدهم»؛ 104 سال قبل (عکس) دانه‌های چیا در برابر جو دوسر: کدام‌یک برای سلامت روده بهتر است؟ کشف گورستانی از کوسه‌های باستانی در بیابان‌های مصر آیا می‌توان از شارژر لپ‌تاپ برای شارژ گوشی استفاده کرد؟ اسلامی: گداخت هسته‌ای در مرز تحقیق و توسعه قرار دارد مسعود فاتح: در روزهای دشوار، راه گره‌گشایی از خرد جمعی می‌گذرد قالیباف: رابطه ایران و چین به اجازه هیچکس نیازی ندارد جزییات سفر نخست‌وزیر قطر به تهران جنبش نجباء عراق تحویل سلاح به دولت را رد کرد قائم‌پناه: قیمت بنزین نیازمند اصلاح است ضربه سنگین پلیس به یکی از بزرگ‌ترین باندهای قاچاق شیشه یکی از معروفترین سکانس‌های دیالوگ پُر اضطراب تاریخ سینما (تماشا کنید)