فیلم بیشتر »»
کد خبر ۹۹۹۸۲۴
تاریخ انتشار: ۱۰:۳۲ - ۰۳-۰۷-۱۴۰۳
کد ۹۹۹۸۲۴
انتشار: ۱۰:۳۲ - ۰۳-۰۷-۱۴۰۳

بهزاد نبوی : شهید رجایی گفت بهزاد می دانی من قرار است نخست وزیر شوم؟ هر دونفرمان غش غش خندیدیم!/ یک مشت آدم صفر کیلومتر آمده بودیم توی دولت

بهزاد نبوی : شهید رجایی گفت بهزاد می دانی من قرار است نخست وزیر شوم؟ هر دونفرمان غش غش خندیدیم!/ یک مشت آدم صفر کیلومتر آمده بودیم توی دولت
یک روز شهید رجایی در جلسه مجاهدین انقلاب به من گفت بهزاد می‌دانی چه شده؟ امروز به من پیشنهاد نخست‌وزیری داده‌اند. دوتایی غش‌غش خندیدیم. هرچه صفر کیلومتر بود نخست‌وزیر و وزیر می‌کردند. شهید رجایی هم از همان گروه بود، یک دبیر آموزش‌وپرورش بود. در کمیته مرکزی هم کار می‌کرد.
بهزاد نبوی در مصاحبه ای زندگی خصوصی و سیاسی اش را از ابتدا تا کنون بیان کرده است.
 
او در بخشی از مصاحبه خود با روزنامه شرق گفته است:
 
بعد از زندان با شهید رجایی هفته‌ای یک بار دیدار داشتیم. دفتر سازمان مجاهدین انقلاب در خیابان شهدا روبه‌روی ساختمان مجلس جدید بود. شهید رجایی هفته‌ای یک روز به آنجا می‌آمد و ارتباط خوب و نزدیکی داشتیم. در زندان قصر و اوین هم با هم بودیم. در زندان تیمی جلوی مجاهدین خلق درست کرده بودیم. بعد از زندان هم ارتباطمان را با هم حفظ کردیم.
 
یک روز شهید رجایی در جلسه مجاهدین انقلاب به من گفت بهزاد می‌دانی چه شده؟ امروز به من پیشنهاد نخست‌وزیری داده‌اند. دوتایی غش‌غش خندیدیم. هرچه صفر کیلومتر بود نخست‌وزیر و وزیر می‌کردند. شهید رجایی هم از همان گروه بود، یک دبیر آموزش‌وپرورش بود. در کمیته مرکزی هم کار می‌کرد.
 
بهزاد نبوی : شهید رجایی گفت بهزاد می دانی من قرار است نخست وزیر شوم؟ هر دونفرمان غش غش خندیدیم!/ یک مشت آدم صفر کیلومتر آمده بودیم توی دولت
 
در انتخاب وزرایش شرکت داشتم. با کسانی که به‌عنوان وزیر تعیین می‌شدند مصاحبه می‌کردم. کابینه که معرفی شد من هم به‌عنوان وزیر مشاور در امور اجرایی تعیین شدم. همان زمان در مصاحبه‌ای گفتم مشاور در امور اجرایی آچارفرانسه است.
 
بنی‌صدر به‌عنوان رئیس‌جمهور با چهار نفر از ما مخالفت کرد. با من، مرحوم نوربخش، وزیر اقتصاد و میرحسین موسوی، وزیر خارجه. آن دیگری را یادم نمی‌آید. آن موقع روابطمان با جامعه روحانیت مبارز و مدرسین خوب بود. یک روز مرحوم انواری و شیخ محمد یزدی آمدند سراغم و گفتند فلانی ما رضایت بنی‌صدر را گرفته‌ایم که با حضور تو موافقت کند، منتها گفته یک عفونامه بنویسد که قبولش کنم. حالا تو هم بیا یک چیزی بنویس. بالاخره با اصرار آنها نوشتم، تعهد می‌کنم که هرگز در مقابل رئیس‌جمهور قانونی کشور نایستم.
 
این نامه را بردند و خوشحال برگشتند، چون بنی‌صدر موافقت کرده بود و به این صورت ایشان مرا به‌عنوان عضو کابینه پذیرفت و در دولت وزیر مشاور در امور اجرایی شدم. ستاد بسیج که تشکیل شد، دولت من را به‌عنوان سرپرست انتخاب کرد و وقتی مسئله بیانیه الجزایر پیش آمد، به‌عنوان مسئول انتخاب شدم. در دولت میرحسین موسوی کماکان وزیر مشاور در امور اجرایی، سخنگوی دولت و سرپرست ستاد بسیج ماندم، اما بعدها به وزارت صنایع سنگین رفتم که تازه تشکیل شده بود.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
سید حسن خمینی: اگر مسلمانان با هم نباشند سیلی می‌خورند جاده چالوس و آزادراه تهران ـ شمال از ساعت ٩ یک‌طرفه می‌شود افزایش تلفات سیل نپال و تبت به ۴۶۹ تن و نگرانی از وقوع سیل دوم ادعای ترامپ: ایران خواهان توافق است ادعای رسانه صهیونیستی : نتانیاهو به رئیس دستگاه امنیتی اجازه ارتباط با رهبران حماس را داد واکنش کانادا به تغییر نام دریاچه اونتاریو به «دریاچه آمریکا» توسط ترامپ الجولانی رسما مظلوم عبدی را به‌عنوان مشاور خود منصوب کرد هواشناسی: ابتدای پاییز بارش قابل توجهی نداریم فرمانده سنتکام مدعی مین‌روبی تنگه هرمز شد انقراض بی‌سروصدای گوشی‌های اندرویدی اقتصادی  یوسف پزشکیان زد وسط خال: ما تنهاییم، خیلی تنها! چاره خواب بهتر فقط «ملاتونین» نیست/ ۵ مکملی که به بهبود خواب کمک می‌کنند از کجا بفهمیم سیبک خراب شده است؟ تصویری از زنان نوازنده و رقاص در دوران قاجار خوردن گوجه فرنگی برای این افراد ضرر دارد؛ ۵ عارضه و نکته مهم که حتماً بدانید