آزار جنسی - صفحه 11

برچسب جستجو
ناگهان متوجه شدم در خانه باز مانده است. من خيلي سريع بيرون آمدم و پا به فرار گذاشتم. هوا خيلي تاريک بود و مي ترسيدم جايي بروم. براي همين هم جلوي يک مغازه شيريني فروشي نشستم و از ترس و وحشت گريه مي کردم که ماشين پليس را ديدم و از ماموران کمک خواستم.
کد خبر: ۱۲۷۳۸۵    تاریخ انتشار : ۱۳۸۹/۰۵/۰۲

آخرین اخبار
پربازدید ها