فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۲۵۰۴۹
تاریخ انتشار: ۱۰:۴۶ - ۲۹-۰۹-۱۴۰۴
کد ۱۱۲۵۰۴۹
انتشار: ۱۰:۴۶ - ۲۹-۰۹-۱۴۰۴

تشکیل «دانشگاه سرقت» با حضور مجرمان سابقه دار

تشکیل «دانشگاه سرقت» با حضور مجرمان سابقه دار
قبل از اینکه سرقت منزل را شروع کنم به عنوان دستگرمی و آشنا شدن با کار خلاف گوشی‌قاپی می‌کردم. مجید این طور کار می‌کرد که اول کار‌های سبک را به سارقان می‌داد و اگر می‌توانستیم از پس آن بر بیاییم و سرقت را خوب انجام دهیم، کار و سفارش بعدی، سرقت منزل بود.

روزنامه ایران نوشت: چند روز قبل زن جوانی در تماس با پلیس گفت: «همسایه طبقه بالایی ما به مسافرت رفته و کلید خانه‌اش را به من داده تا گلدان‌هایش را آب بدهم. اما الان از طبقه بالا صدا می‌آید و فکر می‌کنم سارقان به خانه‌اش رفته باشند.»

به دنبال این تماس، مأموران کلانتری در شمال تهران راهی آدرس مورد نظر شده و دو سارق را هنگام خروج از خانه و همدست‌شان را که داخل خودرو نشسته بود، دستگیر کردند.

در تحقیقات اولیه مشخص شد هر سه متهم سوابق کیفری داشته و دو نفر از آنها به اتهام قتل و معاونت در قتل و سومی به اتهام معاونت در آدم‌ربایی سابقه کیفری دارند. با اعتراف متهمان، آنها به دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت در اختیار کارآگاهان اداره آگاهی قرار گرفته و تحقیقات از آنها ادامه دارد.

توبه‌ای که شکسته شد

بیژن یکی از متهمان دستگیر شده است؛ ۸ سال و ۷ ماه و سه روز به اتهام قتل در زندان بوده و وقتی از زندان آزاد شد، توبه کرد که دور کار‌های خلاف را خط بکشد، اما مشکلات زندگی باعث شد توبه‌اش را بشکند.

*چطور با این باند آشنا شدی؟

قبلاً در زندان بودم و وقتی آزاد شدم، یکی از هم‌سلولی‌هایم را که به اتهام معاونت در قتل زندان بود، دیدم و او مجید را به من معرفی کرد.

*مجید سردسته باند بود؟

بله، او افراد سابقه‌دار را استخدام می‌کرد البته نه آنهایی که گوشی‌قاپی و دله دزدی می‌کردند بلکه افرادی که به خاطر قتل و آدم‌ربایی و سرقت مسلحانه زندان رفته و آزاد شده بودند.

*چرا این کار را می‌کرد؟

او می‌دانست برخی از این افراد مجبورند دار و ندارشان را بفروشند تا دیه بدهند و آزاد شوند. وقتی هم که از زندان آزاد می‌شوند، پولی در بساط ندارند. او این افراد را شناسایی می‌کرد، مبلغی پول به آنها می‌داد و بعد که نمک‌گیرشان می‌کرد، سرقت را به آنها آموزش می‌داد.

*چطور با وجود ارتکاب قتل آزاد شدی؟

یک روز خیلی عصبانی بودم، داشتم رانندگی می‌کردم که مرد میانسالی سوار بر خودروی پرایدش مقابلم در حال رانندگی بود. هر چی بوق می‌زدم که سریع‌تر حرکت کند توجه نمی‌کرد؛ من هم پشت چراغ قرمز از ماشین بیرون آمدم و رفتم سراغش و با چاقویی که به همراه داشتم او را زدم. تا پای چوبه دار هم رفتم، اما جلسات صلح و سازش زیادی برگزار شد و اولیای دم در ازای مبلغ بالایی از قصاصم گذشت کردند و آزاد شدم.

*چه سرقتی انجام می‌دادید؟

قبل از اینکه سرقت منزل را شروع کنم به عنوان دستگرمی و آشنا شدن با کار خلاف گوشی‌قاپی می‌کردم. مجید این طور کار می‌کرد که اول کار‌های سبک را به سارقان می‌داد و اگر می‌توانستیم از پس آن بر بیاییم و سرقت را خوب انجام دهیم، کار و سفارش بعدی، سرقت منزل بود.

*با اینکه در زندان بودی و می‌دانستی شرایط زندان چقدر بد است چرا باز هم خلاف کردی؟‌

نمی‌خواستم، اما مجبور شدم. از مردم پول قرض کردم و رفتم در گلدکوئست تا پولی به جیب بزنم، اما همه از دستم رفت. بعد از آن ماجرا باجناقم به من پیشنهاد کار داد و من هم قبول کردم. اما او هم سرم را کلاه گذاشت و باز هم کلی بدهکار شدم تا اینکه وقتی مجید پیشنهاد سرقت داد، قبول کردم.

ارسال به دوستان
captcha
سنگ مزار اکبر عبدی سرانجام نصب شد (+عکس) روی دیگر سکه بارندگی؛ چرا ۳۵ میلیون نفر همچنان با تنش آبی درگیرند؟ خواب تابستانی نوجوانان؛ بمب ساعتی که باید تا قبل از مِهر خنثی شود شجره‌نامه ۹۸ میلیون سند هویتی ایرانیان تکمیل شد تنهایی مردم در برابر ابهام بنزینی مسوولان و این‌گونه هواپیما به ایران آمد دیدنی های امروز؛ از جشنواره ماهی های قرمز تا جشن میلاد پیامبر اسلام (ص) سایه تحریم بر آزمون‌های بین‌المللی؛ سرنوشت تافل و GRE در ایران چه می‌شود؟ اگر کلسترول بالایی دارید، صبح‌تان را این‌طور شروع کنید فکورصنعت رکورد تازه‌ای ثبت کرد: مگامدول ۱ احیای مستقیم بردسیر در آستانه افتتاح محمود وثوقی، پدر بهروز وثوقی در دوران جوانی؛ دهه 1310(عکس) چگونه سنگ‌های فضایی به شهاب‌سنگ تبدیل می‌شوند؟ جزئیات آتش‌سوزی در آسانسوری در کرج ۴ شرط مهم انتقال دانشجویان ارشد و دکتری علوم پزشکی آغاز ثبت‌نام پذیرفته‌شدگان دکتری بدون آزمون دانشگاه آزاد از امروز چهارشنبه