فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۸۷۲۶۱
تاریخ انتشار: ۱۹:۰۴ - ۰۴-۰۶-۱۴۰۵
کد ۱۱۸۷۲۶۱
انتشار: ۱۹:۰۴ - ۰۴-۰۶-۱۴۰۵

آمدم، خنداندم و رفتم؛ سنگ قبری به سبک اکبر عبدی

چ
در این انتخاب، ردپای یک ایده آشنا دیده می‌شود؛ سنگ قبر داوود رشیدی: «آمدم، دیدم و رفتم.» جمله‌ای کوتاه و موجز که زندگی را در سه مقوله وصف می کند: آمدن، دیدن و رفتن.

عصر ایران؛ امیر صدرا صیام- سنگ قبر، آخرین قاب از زندگی آدم‌هاست. جایی که معمولاً قرار است چند کلمه، خلاصه‌ای از یک عمر باشند.

برای بعضی‌ها نام و تاریخ تولد و مرگ کافی است، برای بعضی‌ها یک جمله ادبی یا شعری انتخاب می‌شود و گاهی هم آدم ترجیح می‌دهد چیزی از خودش روی سنگ باقی بگذارد که بیشتر از آنکه درباره مرگ باشد، درباره زندگی باشد.

اگر قرار باشد سنگ قبر اکبر عبدی را با همان سادگی تصور کنیم؛ سنگی سفید، بی‌زرق‌وبرق و بی‌ادعا که روی آن نوشته شده: «آمدم، خنداندم و رفتم»، شاید نتوان عبارتی رساتر برای جمع‌بندی کارنامه او پیدا کرد. این جمله بیش از آنکه یک نوشته روی سنگ باشد، شبیه یک اعتراف صمیمی است.

اعتراف هنرمندی که بخش مهمی از نسبتش با مردم، از مسیر خنده و شادی گذشته است.البته در این انتخاب، به نظر می‌رسد ردپای یک ایده آشنا هم دیده می‌شود؛ سنگ قبر داوود رشیدی که بر آن نوشته شده: «آمدم، دیدم و رفتم.» جمله‌ای کوتاه و موجز که زندگی را به سه فعل تقلیل می‌دهد؛ آمدن، دیدن و رفتن.

حالا اگر در مورد اکبر عبدی، «دیدم» جای خود را به «خنداندم» داده باشد، این تغییر کوچک، معنایی بزرگ پیدا می‌کند. گویی هر بازیگر قرار است پایان زندگی هنری‌اش را با مهم‌ترین کاری که برای دیگران انجام داده، تعریف کند. رشیدی با «دیدن» و عبدی با «خنداندن».همین جابه‌جایی، سنگ قبر را از یک نشانه مرگ به نوعی امضای هنری تبدیل می‌کند. «آمدم، دیدم و رفتم» درباره حضور و مشاهده است، اما «آمدم، خنداندم و رفتم» درباره اثری است که بر دیگری گذاشته‌ای. در دومی، مخاطب و تماشاگر هم حضور دارد؛ کسی که باید خنده را تجربه کرده باشد تا این جمله معنا پیدا کند.

اکبر عبدی از آن دست بازیگرانی است که خنداندن برایش صرفاً یک ژانر نبوده، یک زبان بوده است. زبان ارتباط با مردمی که در سینما و تلویزیون، برای ساعتی هم که شده، می‌خواستند از سنگینی روزمرگی فاصله بگیرند.

عبدی توانست با بدن، صدا، چهره، لهجه و آن استعداد غریزی و کمیابش، شخصیت‌هایی بسازد که در حافظه جمعی ماندند.

او فقط دیالوگ نمی‌گفت، گاهی با یک نگاه، یک حرکت یا تغییر لحن، تمام صحنه را از آنِ خود می‌کرد.اما اهمیت این جمله در کلمه «خنداندم» نیست؛ در «آمدم» و «رفتم» هم هست.

فاصله میان این دو کلمه، همان چیزی است که ما نامش را زندگی می‌گذاریم. آمدن و رفتن، دو سر یک خط کوتاه‌اند و هنر، شاید همان چیزی است که در فاصله این دو باقی می‌ماند.

آدم‌ها می‌روند، اما نقش‌هایی که بازی کرده‌اند، خنده‌هایی که ساخته‌اند و خاطره‌هایی که در ذهن تماشاگران کاشته‌اند، لزوماً نمی‌روند.

از این منظر، سنگ قبر سفید و ساده عبدی می‌تواند استعاره‌ای از خود او هم باشد، بی‌پیرایه و مستقیم. نه فهرستی از افتخارات، نه شرحی از جوایز و نقش‌ها و نه تلاش برای بزرگ‌تر نشان دادن یک زندگی هنری. فقط یک جمله کوتاه: «آمدم، خنداندم و رفتم».

شاید همین‌جا بتوان به ظرافت این انتخاب فکر کرد. آدم‌ها در نهایت با آنچه درباره خودشان می‌گویند ماندگار نمی‌شوند؛ با حسی که در دیگران ایجاد کرده‌اند می‌مانند. یکی دیده، یکی خندانده، یکی گریاند و یکی روایت کرده است. هنر، شاید چیزی جز همین اثرِ باقی‌مانده در دیگری نباشد.

اگر سنگ قبر داوود رشیدی، «آمدم، دیدم و رفتم» را به یک جمله فلسفی درباره عبور از جهان تبدیل کرده، سنگ قبر فرضی اکبر عبدی با «آمدم، خنداندم و رفتم» می‌تواند همان فلسفه را به زبان شخصیت و کارنامه او ترجمه کند؛ با طنز و صمیمیتی که به خود عبدی نزدیک‌تر است.

شاید در نهایت، مهم‌ترین دستاورد یک هنرمند این نباشد که چقدر تشویق شد، چند جایزه گرفت یا چند نقش ماندگار بازی کرد؛ همین باشد که وقتی نامش می‌آید، گوشه‌ای از صورت ما ناخواسته به لبخند باز شود.«آمدم، خنداندم و رفتم.». چه چیزی بهتر از این می‌تواند خلاصه یک عمر بازیگری باشد؟

ارسال به دوستان
captcha
روایت الیاس حضرتی از «نسخه پزشکیان برای مسائل حل‌نشده جامعه ایران» بالگرد ترامپ برای دومین بار دچار مشکل شد قطر ارسال گاز به ایتالیا را متوقف کرد فراجا: هلاکت یک نفر و دستگیری ۶ نفر از گروهک تروریستی جیش الظلم هشدار کره شمالی به آمریکا: «پاسخ قدرتمند» می‌دهیم «شفرونی»؛ یک ایران‌گردی خوش‌طعم/ سرگرم می‌کنم، پس هستم! قائم پناه: من اگر بودم و می‌دانستم آمریکا رهبر ما را شهید می‌کند، دست از غنی‌سازی برمی‌داشتم هوش مصنوعی در سپهر دانش/شتاب‌بخشی به پژوهش یا فروکاست اصالت؟ همتی: تا مرز ورود به ابر تورم پیش رفته بودیم واشنگتن دسترسی بانک مصری به نظام مالی آمریکا را به اتهام همکاری با ایران محدود می‌کند استارلینک چطور از هوش مصنوعی استفاده می‌کند؟ معاون پزشکیان: آیا به مصلحت ماست که جنگ کنیم، گازمان قطع شود و صنایعمان بخوابد؟ پاکستان و کویت توافق دفاعی جدید امضا کردند شعار تندروها در جلسه وزیر ارشاد: «قانون حفظ حجاب، ابلاغ باید گردد» وقتی دانش در دانشگاه متوقف می‌شود/ چرا علم به ثروت تبدیل نمی‌شود؟