عصرایران؛ فریبا نظری - تحریمهای فلجکننده، سایه تنشهای ژئوپلیتیک و تورم افسارگسیخته در کنار حکمرانی ناکارآمد، نه تنها شاخصهای کلان را به سقوط کشانده، بلکه با گسترش فقر، سبک زندگی جامعه را در زندگی روزمره و کسب و کار، تغییر داده است.
این فقیرتر شدن عمومی و فضای مبهم سیاسی، زنجیرهای از مشاغل رسمی و غیررسمی را با بحران مواجه کرده است.
برخی پیامدهای تغییر اجباری در سبک زندگی شهروندان و خاموشی تدریجی تعدادی از کسبوکارها، که حاصل مشاهدات و گفتوگوهای دو سال اخیر من است را با شما در میان میگذارم:
۱- ترکیب فشارهای سهمگین اقتصادی، نبود چشمانداز روشن و تغییرات ساختاری در نظام اجتماعی، آمار ازدواج را به شدت کاهش داده و تالارهای پذیرایی را با رکود عمیقی روبرو کرده است.
۲- غذا خوردن در بیرون از خانه از یک تفریح معمول خانوادگی به یک کالای لوکس تبدیل شده و رستورانها با ریزش شدید مشتریان ثابت خود دستوپنجه نرم میکنند.
۳- گل که هدیهای در دسترس بود، اکنون از سبد خرید حذف شده و این کاهش تقاضا مستقیماً بازار عمدهفروشان و تولیدکنندگان را دچار مشکلات جدی کرده است.
۴- آرایشگاههای زنانه در محلات حاشیهای و فقیرنشین به شدت خلوت شدهاند. در طبقات متوسط نیز خدماتی چون لیزر و دندانپزشکیهای زیبایی از اولویت هزینهها خارج شدهاند.
۵- برخی داروخانهها نیز به دلیل بدهیهای سنگین پرداخت نشدهی سازمانهای بیمهای طرف قرارداد، با بحران نقدینگی مواجه شده و در آستانه ورشکستگی و تعطیلی اجباری قرار گرفتهاند؛ بحرانی که دسترسی مردم به داروهای ضروری را کاهش میدهد.
۶- سفر، و تفریحاتی چون سینما و تئاتر از بودجه خانوار حذف یا کمرنگ شده و جای خود را به خانهنشینی اجباری دادهاند.
۷- کلاسهای فوقبرنامه هنری، ورزشی و زبان خارجی، قربانی تامین نیازهای اولیه همچون مسکن و خوراک شدهاند و توان مالی برای آموزشهای جانبی وجود ندارد.
۸- خرید مبلمان، فرش، موبایل و لپتاپ نو برای قشر بزرگی ناممکن شده است. بازار فروش جای خود را به اقتصاد تعمیرات داده و مردم مجبور به مدارا با وسایل فرسوده هستند.
۹- تقاضا به سمت حراجیها و لباسهای دستدوم سوق یافته و با افزایش قیمت کاغذ، اقتصاد نشر و خرید کالای فرهنگی فیزیکی در آستانه حذف کامل قرار گرفته است.
۱۰- با افزایش بیکاری و تعطیلی تدریجی مشاغلی که پیشتر به آنها اشاره شد، بخش گستردهای از نیروی کار برای بقا به سمت اقتصاد غیررسمی و دستفروشی سرازیر شدهاند.
۱۱- مشاهدات میدانی و گفتگویم با برخی دستفروشان نشان میدهد که تقاضا حتی برای کالاهای ارزانقیمت آنها نیز به شدت کاهش یافته است.
در وضعیت مبهم نه جنگ نه صلح و سایه سنگین التهابات نظامی، شهروندان به شدت محافظهکار و محتاط شدهاند؛ ترس از آینده باعث شده تا مردم حتی از خرید اقلام مصرفی و ارزان کف خیابان نیز خودداری کنند و نقدینگی محدود خود را در حالت انجماد نگه دارند.
این رویه هم به کسبوکار صدها هزار شاغل بخش اقتصاد غیررسمی آسیب وارد میکند و هم اضطراب بقا را بر زندگی روزمره میلیونها شهروند، حاکم میسازد.