فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۸۹۰۴۳
تاریخ انتشار: ۱۲:۴۲ - ۱۲-۰۶-۱۴۰۵
کد ۱۱۸۹۰۴۳
انتشار: ۱۲:۴۲ - ۱۲-۰۶-۱۴۰۵

فرستادۀ رهبری در نجف/ چرا دیدار با شیخ محمد یعقوبی مهم بود؟

س
شاید تصور شود نیاز نیست بر خبر دیدار مسؤول بین‌الملل دفتر رهبری با مرجعی در عراق به قصد تشکر درنگ شود اما این نوشته می‌کوشد به این قضیه فراتر بنگرد

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- خبر دیدار و تشکر نماینده و فرستادۀ رهبری جدید با آیت‌الله شیخ محمد یعقوبی در عراق در نگاه اول ملاقاتی عادی به نظر می رسد ولی با وصفی که در این متن خواهد آمد شاید بتوان آن را واجد معنی فراتری هم دانست. با این تأکید که علاقۀ نویسندۀ این یادداشت سویه های سیاسی است و بر وجوه حوزوی و فقهی جز شنیده‌ها اِشرافی ندارد.

جنبۀ عادی یا رسمی این است که حجت‌الاسلام محسن قمی مسؤول روابط بین‌الملل دفتر رهبری در سفر به نجف پیام تشکر آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای را به خاطر دعوت و حضور مراجع عراق در مراسم تشییع پیکر پدر و بستگان‌شان در کربلا و نجف در تیرماه ابراز داشته است.

وجه فراتر اما این است که انگار هرجا قبلا رابطه کم ‌رنگ شده بوده شیخ محسن قمی مأموریت می‌یابد تا پیامی را ببرد و احیانا ترمیم کند. کما این که بعد از درگذشت خواهر آقای خاتمی رییس جمهوری پیشین نیز محسن قمی در مراسم ترحیم شرکت کرد. گویا حتی برای تسلیت به خاندان خاتمی به یزد هم رفته بود.

حکایت سفر به نجف و دیدار با آیت‌الله یعقوبی اما از این حیث جالب است که از او به عنوان یکی از گزینه‌های مرجعیت بعد از آقای سیستانی نام برده می‌شود هر چند هم اکنون نیز در کسوت مرجعیت قرار دارد و سیاست رسمی در ایران این بوده که در حیات آیت‌الله سیستانی و با توجه به نقش ممتاز نمایندۀ تام‌الاختیار ایشان در قم (آقای شهرستانی) حرکتی صورت نپذیرد که تصور حمایت از یکی از گزینه‌ها در تهران یا قم شکل گیرد. در مورد شیخ محمد یعقوبی اما که ریشۀ عراقی دارد و بر خلاف برخی چهره‌های مطرح دیگر ایرانی تبار نیست گویا این نگرانی وجود ندارد و سفر و دیدار مسؤول روابط بین‌الملل دفتر رهبری را می‌توان بازگشت به مناسبات سابق دانست.

در نظر داشته باشیم داماد آقای سیستانی، نمایندۀ ایشان در ایران است و یکی از نوادگان امام خمینی (‌سید علی خمینی- که در مراسم ترحیم رهبر شهید در قم بحث انتقام و خون‌خواهی و مخالفت با صلح را پررنگ کرد) هم داماد آقای سیستانی است.

با این همه قابل حدس است که برخی از خوانندگان این متن گمان کنند سوژه دندان‌گیری نداشته‌ام و سراغ خبری رفته‌ام که حسب ظاهر می‌تواند یک دیدار و تشکر کاملا عادی و در مناسبات درون حوزوی باشد و این که طبعا وقتی فرستاده‌ای به جایی می‌رود به یک یا چند ملاقات بسنده نمی‌کند و با شخصیت‌های مختلف ملاقات ‌تا بعدا جای گله باقی نماند که چرا فلان جا رفتند و نزد ما نیامدند.

برای این که این ذهنیت پدید نیاید با بهره از گفتار قبلی دربارۀ آیت الله شیخ محمد یعقوبی که وقت فراوان صرف اطلاعات آن شد نکاتی را می‌آورم تا بدانید قضیه فراتر از آن است که ایشان را یک روحانی یا مرجع به صورت شخصی و جدای پیشینه و روابط سیاسی در نظر آوریم و از این منظر اهمیت دارد که ادامۀ دهندۀ مرحوم صدر شناخته می‌شود:

-آیت‌الله یعقوبی شیفتۀ سید محمد صدر یا شهید صدر ثانی است اما نسبتی با همۀ رویه‌های سیاسی فرزند او - مقتدا - ندارد.

- سید محمد صادق صدر پسر عموی سید محمد باقر صدر بود و در 29 بهمن 1377 خورشیدی همراه دو فرزند ترور و کشته شد.

در این حادثه دو فرزند پسر دیگر یکی همین مقتدای مشهور - همراه پدر نبودند و طبعا زنده ماندند. مقتدا البته در آن زمان تنها 26 سال داشت و چون وجه سیاسی او بر صبغۀ دینی و فقهی می‌چربید به عنوان جایگزین پدر مطرح نشد.

شیخ محمد یعقوبی اما به عنوان شاگرد مبرز مکتب صدر شناخته می‌شده و از سید محمد صدر نقل شده که وصیت کرده بود «پس از مرگ من شیخ محمد یعقوبی ادارۀ مدارس را بر عهده گیرد» و همان‌جا بر اجتهاد او هم گواهی می‌دهد. منتها برای این که بین پیروان اختلاف نیفتد تقلید را به مرجع دیگری (آیت‌الله فیاض) ارجاع می‌دهد. هم او که خرداد امسال درگذشت و تبار افغانستانی داشت.

بدین ترتیب پس از شهید صدر دوم رهبری میدانی حرکت او را شیخ محمد یعقوبی بر عهده می‌گیرد و مرحعیت تقلید پیروان را هم آیت‌الله فیاض. مرتبط نبودن این مرجع با خارج از عراق و مشخصا ایران از حساسیت رژیم صدام حسین که پس از حمله به عراق و شکست در جنگ اول خلیج فارس تحت تحریم‌‎های خُرد کنندۀ آمریکا قرار گرفته بود می‌کاهد.

اصرار حکومت صدام بر ادامۀ مراسم ترحیم سید محمد صدر تا امکان حضور چند تن از مقامات برجستۀ عراق فراهم آید هم برای آن بود که اعلام کنند در ترور او دست نداشته‌اند. چرا که به قدر کافی پیش‌تر تاوان اعدام پسرعمو و دختر عموی او (سید محمد باقر و بنت الهدی صدر) را پرداخته بودند. در نظر داشته باشیم در سال 77 حکومت صدام تحت تحریم های خرد کنندۀ آمریکا قرار داشت.

آنان در این مقطع و پس از آتش بس با ایران در 10 سال قبل از آن خطر اصلی را آمریکا و معارض روحانی خود را سید محمد باقر حکیم در تهران می‌دانستند که از سیاست‌های آمریکا علیه صدام حسین علنا و در تلویزیون جمهوری اسلامی نیز حمایت می‌کرد. با این حال می‌توان احتمال داد اگر راست باشد که مقتدا صدر بعدتر در مراسم اعدام صدام حسین حاضر بوده به این معنی است که دخالت نداشتن بعثی‌ها در ترور پدرش را نپذیرفته اگرچه خون‌خواه صدر اول هم بوده است.

از شیخ محمد یعقوبی دور نیفیتم. او که تحصیلات دانشگاهی هم داشت (‌مهندسی عمران در دانشگاه بغداد ) تصمیم می‌گیرد منتظر تأیید نماند و مانند سید محمد باقر صدر و سید محمد صادق صدر چنانچه خود به این استنباط رسید در معرفی مضایقه نکند:

«من به وجود ملکۀ اجتهاد در خود باور داشتم منتهی صرف چنین اطمینانی در فضای آن روز حوزۀ نجف تا زمانی که دیگران به آن از طریق مطالعۀ آثار علمی‌ام اعتراف کنند فایده‌ای در پی نداشت. از این رو مسألۀ رهبری حرکت سید محمد صادق صدر با موضوع تقلید از من تفاوت داشت و آن مرحوم رهبری را تنها در من منحصر کرد و از همه خواست به من رجوع کنند.

او امید داشت تا رهبری و مرجعیت دینی در جانشینش گرد هم آید و پیروانش از فرد واحدی تبعیت کنند... می‌دانست از میان ما خواهد رفت اما اطمینانی به شرایط آن روز حوزه نداشت تا مرجعیت بعد از خود را مشخص کند. همه را به آیت‌الله فیاض ارجاع داد تا در مووضع مشخص تقلید بری‌الذمه شود. او امید داشت روزی شرایط آماده شود و مرجعیت و رهبری در فرد واحدی جمع شود... من هم به این رویه احترام گذاشتم و از مرجعیت آیت‌الله فیاض حمایت کردم چرا که معتقد بودم میان اجتهاد و تصدی مرجعیت زمانی وجود دارد که باید با تجربه‌های اجتماعی پر شود. مرجعیت به رجوع مردم نیاز دارد و معروفیت در میان مردم از مقوّمات آن به شمار می‌آید.

به همین دلیل در این امر خطیر عجله نکردم و علاقه‌مند نبودم از روش های متداول در حوزه برای رسیدن به مرجعیت استفاده کنم. اعتقاد داشتم اگر خداوند مرا برای چنین منصبی برگزیده اسباب آن را نیز خود فراهم می‌کند و اگر چنین اراده‌ای نفرموده حتما خیری در آن بوده است.»

اتفاق مهم قابل اشارۀ دیگر ترور محمد حمزه زبیدی معاون نخست وزیر عراق است که به تعطیلی دفتر صدر انجامید. هر چند حکومت عراق بنا نداشت در وضعیت تحریم جبهۀ جدیدی بگشاید و دفتر صدر را متهم نکرد. اما ادامۀ فعالیت آن را به صلاح ندانستند. این در حالی بود که آیت الله یعقوبی اگرچه در ادامۀ سنت سیاسی و فقهی صدر دوم شناخته می‌شد اما به عنوان چهرۀ مستقل و در حد مرجعیت خود را معرفی کرده بود.

در خاطرات او آمده رییس سازمان امنیت عراق برای توضیح شرایط حساس آنها را به جلسه‌ای در بغداد دعوت می‌کنند و به اتفاق فرزند صدر در این نشست شرکت می‌کند: "در پایان جلسه یک کارتون بزرگ سیگار آمریکایی به فرزند صدر که اهل سیگار است هدیه دادند."

چند سال بعد که خطر حملۀ آمریکا به عراق جدی شد همایشی برپا می‌کنند تا مراجع دربارۀ آن نظر دهند. حضور آیت‌الله یعقوبی در آن نشان می‌دهد به عنوان مرجع جدید و متفاوت و به روز پذیرفته شده بود.

انتظار صدام حسین طبعا این بود که مراجع فتوای جهاد با آمریکا را بدهند. اما تنها معدودی که شهرت کمتری هم داشتند چنین می‌کنند. آیت‌الله یعقوبی به بی‌طرفی فتوا می‌دهد. چون نه می‌توانسته با اشغال همراهی کند نه با مقاومت. اشغال به منزلۀ تأیید آمریکا بود و مقاومت هم تلاش برای نگاه داشتن صدام حسین تضعیف شده در قدرت.

همین موضع سبب می‌شود پس از سقوط صدام حسین موقعیت او تثبیت و بلافاصله روانۀ بغداد شود و فعالیت سیاسی خود را در قالب «حزب فضیلت اسلامی» پررنگ کند.

مقتدا معتقد بود باید از شکاف بین دو حوزه (ساکته و ناطقه) بهره برد اما یعقوبی به جای تأکید بر این شکاف و این که حوزه را ساکت و صدری‌ها را ناطق بداند کوشید خود را به عنوان نماد جناح معتدل (میانه‌رو) طیف صدر با پشتوانۀ فقهی معرفی کند در حالی که مقتدا در رسانه ها به مثابۀ نماد جریان سیاسی و کمتر فقهی صدری‌ها و «متطرف» یا تندرو شناخته شد.

در رخدادی دیگر هم آیت‌الله یعقوبی مهارت سیاسی خود را در جریان ارجاع موضوع انتفاضۀ شعبانیه و کمیته‌ای که به دستور آیت‌الله خویی تشکیل شده بود هم نشان داده بود به گونه‌ای که نه مقابل آنان قرار گرفت نه بر تصمیمات کمیته صحه گذاشت.

با توجه به سن بالای آیت‌الله سیستانی و نیز درگذشت آیت‌الله فیاض به نظر می‌رسد پس از این از آیت‌الله شیخ محمد یعقوبی بیشتر بشنویم که توانسته نزد بخش قابل توجهی از هواداران مرحوم صدر به عنوان جانشین صدر دوم شناخته شود در حالی که نه سید است و نه نام خانودگی صدر را دارد.

این توضیحات به معنی آن نیست که در تحولات بعدی عراق رهبری سوم جمهوری اسلامی ایران به شیخ محمد یعقوبی و جناح صدر و نه دیگران تمایل دارد اما می تواند به معنی آن باشد که وزن سیاسی و فقهی شیخ یعقوبی به عنوان میراث دار صدرها اما معتدل پذیرفته شده و برخی ملاحظات قبلی رخت بربسته که تصور می‌شد برجسته سازی او شاید به مذاق هواداران آقای سیستانی خوش نیاید چرا که همه می‌دانند موقعیت کنونی آیت‌الله سیستانی در عراق مانند آیت‌الله بروجردی در دهه های 20 و 30 خورشیدی در قم و ایران و یگانه و بی‌رقیب است و دیگران هم‌عرض او نیستند ولی اتفاقا از تبعات کاریزمای زیاد این است که یافتن جانشین برای آن فرد دشوار می‌شود و به صورت طبیعی فاصله می‌افتد و بعد از آن فرد شاهد تعدد و تنوع خواهیم بود.

با این نگاه بعد از این از آیت‌الله شیخ محمد یعقوبی بیشتر خواهیم شنید. امتیاز او در قبال سنتی‌های مخالف ادغام نهاد دین وسیاست در ایران روابط نزدیک او با تهران و قم است و در مقابل ایرانی تبارها هم ریشۀ عراقی او.

ارسال به دوستان
captcha
پوتین: برای احیای رابطه با آمریکا آماده‌ایم، اما واشنتگن هم باید قدم بردارد دیدنی های امروز؛ از رسیدن ناو آبراهام لینکلن به تایلند تا فصل آغاز مدارس هشدار ایران به واشنگتن درباره حمله اسرائیل به تپه علی‌الطاهر لبنان: پاسخ قاطع می دهیم رونمایی از دارو پیشگیری از تشکیل برخی سنگ‌های کلیوی با تنظیم pH ادرار خروج طلا از آمریکا به دلیل ریسک های ژئوپلتیک فرمانده نیروی زمینی ارتش: در بالاترین سطح از آمادگی قرار داریم بازداشت کارمند دولت به اتهام رشوه، در لرستان هشدار نارنجی هواشناسی؛ بارش شدید و خطر سیلاب در جنوب کشور «نان سنگک» ثبت ملی شد اردوی خارجی تیم امید لغو شد! فرستادۀ رهبری در نجف/ چرا دیدار با شیخ محمد یعقوبی مهم بود؟ اعلام جرم دادستانی تهران علیه عوامل یک رسانه حمله انصارالله به مواضع عربستان با ۱۴ موشک بالستیک دستور معاون پزشکیان برای اقدام حقوقی علیه جنایت آمریکا در سیریک فاز ۱۱ پارس جنوبی در آستانه تولید یک میلیارد فوت مکعب گاز