فیلم بیشتر »»
کد خبر ۸۵۷۹۶۵
تاریخ انتشار: ۰۰:۱۵ - ۰۳-۰۷-۱۴۰۱
کد ۸۵۷۹۶۵
انتشار: ۰۰:۱۵ - ۰۳-۰۷-۱۴۰۱

امروز با وحشی بافقی : دوستان شرح پریشانی من گوش کنید

امروز با وحشی بافقی : دوستان شرح پریشانی من گوش کنید

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید

داستان غم پنهانی من گوش کنید

قصهٔ بی سر و سامانی من گوش کنید

گفت و گوی من و حیرانی من گوش کنید

شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی؟

سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی

روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم

ساکن کوی بت عربده‌جویی بودیم

عقل و دین باخته، دیوانهٔ رویی بودیم

بستهٔ سلسلهٔ سلسله مویی بودیم

کس در آن سلسله غیر از من و دل، بند نبود

یک گرفتار از این جمله که هستند نبود

نرگس غمزه زنش این همه بیمار نداشت

سنبل پر شکنش هیچ گرفتار نداشت

این همه مشتری و گرمی بازار نداشت

یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت

اول آن کس که خریدار شدش من بودم

باعث گرمی بازار شدش من بودم

عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او

داد رسوایی من شهرت زیبایی او

بس که دادم همه جا شرح دلارایی او

شهر پر گشت ز غوغای تماشایی او

این زمان عاشق سرگشته فراوان دارد

کی سر برگ من بی سر و سامان دارد؟

چاره این است و ندارم به از این رای دگر

که دهم جای دگر دل به دل‌آرای دگر

چشم خود فرش کنم زیر کف پای دگر

بر کف پای دگر بوسه زنم جای دگر

بعد از این رای من این است و همین خواهد بود

من بر این هستم و البته چنین خواهدبود

پیش او یار نو و یار کهن هر دو یکیست

حرمت مدعی و حرمت من هر دو یکیست

قول زاغ و غزل مرغ چمن هر دو یکیست

نغمهٔ بلبل و غوغای زغن هر دو یکیست

این ندانسته که قدر همه یکسان نبود

زاغ را مرتبهٔ مرغ خوش الحان نبود

چون چنین است پی کار دگر باشم به

چند روزی پی دلدار دگر باشم به

عندلیب گل رخسار دگر باشم به

مرغ خوش نغمهٔ گلزار دگر باشم به

نوگلی کو که شوم بلبل دستان سازش؟

سازم از تازه جوانان چمن ممتازش

آن که بر جانم از او دم به دم آزاری هست

می‌توان یافت که بر دل ز منش باری هست

از من و بندگی من اگرش عاری هست

بفروشد که به هر گوشه خریداری هست

به وفاداری من نیست در این شهر کسی

بنده‌ای همچو مرا هست خریدار بسی

مدتی در ره عشق تو دویدیم بس است

راه صد بادیهٔ درد بریدیم بس است

قدم از راه طلب باز کشیدیم بس است

اول و آخر این مرحله دیدیم بس است

بعد از این ما و سرکوی دل‌آرای دگر

با غزالی به غزلخوانی و غوغای دگر

تو مپندار که مهر از دل محزون نرود

آتش عشق به جان افتد و بیرون نرود

وین محبت به صد افسانه و افسون نرود

چه گمان غلط است این، برود چون نرود

چند کس از تو و یاران تو آزرده شود

دوزخ از سردی این طایفه افسرده شود

ای پسر چند به کام دگرانت بینم

سرخوش و مست ز جام دگرانت بینم

مایه عیش مدام دگرانت بینم

ساقی مجلس عام دگرانت بینم

تو چه دانی که شدی یار چه بی باکی چند

چه هوسها که ندارند هوسناکی چند

یار این طایفهٔ خانه برانداز مباش

از تو حیف است به این طایفه دمساز مباش

می‌شوی شهره، به این فرقه هم‌آواز مباش

غافل از لعب حریفان دغا باز مباش

به که مشغول به این شغل نسازی خود را

این نه کاری‌ست، مبادا که ببازی خود را

در کمین تو بسی عیب شماران هستند

سینه پر درد ز تو کینه گذاران هستند

داغ بر سینه ز تو سینه فکاران هستند

غرض اینست که در قصد تو یاران هستند

باش مردانه که ناگاه قفایی نخوری

واقف کشتی خود باش که پایی نخوری

گر چه از خاطر وحشی هوس روی تو رفت

وز دلش آرزوی قامت دلجوی تو رفت

شد دل‌آزرده و آزرده دل از کوی تو رفت

با دل پر گله از ناخوشی خوی تو رفت

حاش لله که وفای تو فراموش کند

سخن مصلحت‌آمیز کسان گوش کند

ارسال به دوستان
captcha
نماد باتری در کنار پورت USB به چه معناست؟ دانه شاهدانه در مقابل دانه کتان: کدام‌یک بهتر است و آیا می‌توان آن‌ها را با هم مصرف کرد؟ بهترین و بدترین کشورهای جهان برای زنان در سال ۲۰۲۵ (+ اینفوگرافیک) پایان عصر گرانش؟ ادعای یک مهندس درباره مهار جاذبه زمین لیلی گلستان: فروغ فرخزاد مگر خودش مادر نداشت؟ تیپ و قیافه یک جوان تحصیلکرده ایرانی در اواخر دوران قاجار(عکس) ال‌نینو چیست، چگونه شکل می‌گیرد و چه تاثیری بر اقلیم دنیا و ایران می‌گذارد؟ چرا رادیو FM از گوشی‌های امروزی حذف شد؟ ۲۰ ایرلاین باارزش جهان در سال ۲۰۲۶ بر اساس ارزش بازار (+ اینفوگرافیک) پیروزی فکر بر عصبانیت/ نوشتاری از دکتر محمود سریع القلم ترامپ درِ بازگشت به توافق اسلام آباد را بست‌/ حالا چه می شود؟ دستگیری کلاهبردار ۱۰ همتی در ارومیه پاداش یا تنبیه؟ چماق یا هویج؟ / کدام یک بیشتر کارکنان را باانگیزه می کند؟ روزی که ترور هیتلر شکست خورد و درسی برای ما نیوشا ضیغمی: بوتاکس زشتم کرد